الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
256
الغدير ( فارسي )
خدا صلى اللَّه عليه و آله از حجة الوداع واقع شده و مردم بدين اتفاق و اجماع دارند ، سپس افرادى كه شيفته انحراف و جدائى از حق ثابت بودند نظير : تفتازانى ، و قاضى ايجى ، و قوشچى ، و سيد جرجانى ، از اين دو نفر ( ابن حزم و ابن تيميّه ) تقليد و پيروى نموده و بليّه اى بر بليّه افزودند ! و در ردّ حديث مزبور اكتفا باستناد عدم آن در صحيحين نكردند و بر افتراء و تهمت ابن تيميّه داير به نسبت دادن طعن در حديث مزبور به بخارى و حرّانى واقف نشدند يا نسبت اين مطالب به بخارى و حرّانى بسبب ضعف ناقل ( ابن تيميّه ) آنها را خوشدل و آسوده نساخت تا ( از روى تجرّى ) بطور ارسال مسلَّم گفتند : ابن ابى داود و ابو حاتم سجستانى اين حديث را مورد طعن و نكوهش قرار دادهاند ، سپس ، ابن حجر بميان آمد و بر نسبت دادن اين موضوع به ابى داود و سجستانى كلمه ( و غير آنها ) را افزود : تا اينكه روزگار وجود هروى را بخشيد و او سجستانى را بر كنار و بجاى او واقدى و ابن خزيمه را قرار داد چنان كه در « الهام الثاقبه » گويد : بسيارى از ائمّهء حديث صحت حديث مزبور را مورد طعن و نكوهش قرار دادهاند ، مانند ابى داود و واقدى و ابن خزيمه و غير آنها از علماء مورد وثوق و اعتماد ! ! نميدانم اينها تا چه حد بر خداى مهربان جرى و بى باكند ؟ ! ! ( در حالى كه مفترى سرانجام محروم و بى نصيب است ! ) . من چه بگويم و چه ميتوان گفت درباره يك دانشمند اهل بحث و تحقيق كه اين گونه نسبتهاى ساختگى و بىاساس را به ائمّهء حديث و حفاظ سنت در كتاب خود روا مىبيند ؟ آيا از اينان سئوال نميشود كه منشأ و مصدر اين نقلها و اضافات كجا است ؟ آيا در كتاب كه گرد آورى شده آن را يافتهاند ؟ آن كتاب چه كتابى است و در كجا است ؟ و چرا نام آنكتاب را نبردهاند ؟ ! يا از اساتيد حديث آن را روايت نمودهاند ؟ چرا از ذكر اسناد خوددارى كردهاند آيا كسى از اينها نمىپرسد : طعن و نكوهش كسى چون بخارى و نظاير او در حديث چگونه بر گروه بسيارى از حفاظ و معاريف علماء و دانايان ماهر در فن حديث در قرنهاى نخست تا قرن هفتم و